قفسه ی کتاب مدرسه داستان نویسی حیرت. (4) معرفی رمان “پیرمرد و دریا” اثر ارنست همینگوی

قفسه ی کتاب مدرسه داستان نویسی حیرت. (4)

معرفی رمان “پیرمرد و دریا” اثر ارنست همینگوی

مریم ایزدی

این کتاب جزو سیر مطالعاتی مدرسه (بخش اول) و در قسمت رمان غیر ایرانی توصیه شده است.

The Old Man and the Sea

نام رمان کوتاهی است از ارنست همینگوی، نویسنده سرشناس آمریکایی. این رمان در سال ۱۹۵۱ در کوبا نوشته شد و در ۱۹۵۲ به چاپ رسید. پیرمرد و دریا واپسین اثر مهم داستانی همینگوی بود که در دوره زندگی‌اش به چاپ رسید.

معرفی کوتاه ارنست همینگوی:

ارنست میلر همینگوی»، نویسنده و روزنامه‌نگار سرشناس آمریکایی و برنده‌ جایزه‌های نوبل ادبیات و «پولیتزر»، روز بیست‌ویکم جولای ‌١٨٩٩ در ایلیونز آمریکا و از یک پدر فیزیکدان متولد شد.
او که به ورزش‌های بوکس و فوتبال علاقه‌مند بود، در کلاس‌های ادبیات انگلیسی استعدادش را خیلی زود بروز داد و توانست در روزنامه‌ مدرسه‌ و یک نشریه‌ محلی با نام‌ مستعار «جی. آر» که برگرفته از نام قهرمان ادبی او،  «رینگ لارنر» بود، مطالب خود را بنویسد.
وی بعد از پایان دبیرستان، به دنبال تحصیلات دانشگاهی نرفت و شغل نویسندگی‌اش را به‌عنوان یک خبرنگار تازه‌کار در نشریه‌ «کانزاس سیتی استار» ادامه داد. او تنها شش ماه در روزنامه کار کرد؛ ‌ اما در طول عمر نویسندگی‌اش، سبک خاص نگارش خود، یعنی استفاده از جملات و پاراگراف‌های کوتاه، نگاه مثبت و استفاده از زبان ساده را سرلوحه‌ کارش قرار داد.
با آغاز جنگ جهانی اول، سعی کرد به عضویت ارتش آمریکا درآید، اما به‌علت ضعف بینایی، در ارتش صلیب سرخ پذیرفته شد. مشاهده‌ اولین کشته‌ها در جنگ، در او احساس ترس ایجاد کرد. اما زمانی‌که یکی از هم‌رزمانش چند خط از قسمت دوم کتاب «هنری چهارم» نوشته‌ «شکسپیر» را برای او خواند، آرام گرفت .تأثیر این نوشته به‌ حدی بود که در «زندگی کوتاه و شاد فرانسیس مکومبر» که از معروف‌ترین داستان‌های کوتاهش است، به آن اشاره کرده است.

اولین کتاب همینگوی با نام «سه داستان و ده شعر» در سال ‌١۹٢٣ در پاریس منتشر شد. اولین اثر به چاپ‌رسیده‌ او در آمریکا نیز در سال ‌١٩٢۵ و در قالب مجموعه داستان کوتاه «در دوران ما» بود. این کتاب از آن جهت برای او اهمیت داشت که استقبال جامعه‌ ادبی از سبک نگارشی جملات کوتاه را دریافت.
از عادات او در این سال‌ها، ‌ شب‌بیداری‌های زیاد بود که موجب می‌شد برای نمونه تنها در شش هفته بتواند «خورشید همچنان می‌درخشد» را به پایان برساند.

او نویسنده‌ای گزیده‌نویس بود و خود باور داشت که با کمترین کلمات بیشترین حس‌ها را منتقل می‌کند. مثلا او در 6 کلمه کوتاه‌ترین داستان دنیا را نوشته. از این قرار:
«کفش بچه، هرگز نپوشیده. برای فروش!»

خلاصة داستان پیرمرد و دریا اثر ارنست همینگوی:

داستان درباره‌ی پیرمردی به نام سانتیاگو است که یک ماهیگیر بسیار باتجربه است، ولی مدت ۸۴ روز است که هیچ ماهی‌ای صید نکرده است؛ به همین خاطر شاگرد او که پسری به نام مانولین است از سوی والدینش از همراهی پیرمرد در ماهیگیری منع شده است؛ با این حال پسرک پیرمرد را بسیار دوست دارد و با اینکه او را در صید ماهیگیری همراهی نمی‌کند، ولی همواره به وضع پیرمرد رسیدگی می‌کند و نیازهای او را برطرف می‌کند. پیرمرد و پسرک به بازی بیس‌بال علاقه زیادی دارند و در طول داستان درباره‌ی آن گفتگو می‌کنند. علاوه بر بیس‌بال پیرمرد شیرهایی که در سفر به آفریقا دیده را بسیار دوست دارد و شبهای زیادی خواب شیرهای آفریقا را می‌بیند. پیرمرد باور دارد که عدد ۸۵ عدد شانس است و او می‌تواند در روز هشتاد و پنجم یک صید بزرگ داشته باشد.
پسرک طعمه‌ و وسایل صید را برای پیرمرد تهیه می‌کند و پیرمرد در صبح روز هشتاد و پنجم قایق‌اش را در آب انداخته و به تنهایی راهی صید ماهی می‌شود. در طی یک روز، پیرمرد از ساحل بسیار دور می‌شود به آب‌های عمیق خلیج می‌رسد؛ ظهر روز بعد و پس از انتظارهای فراوان سرانجام یک نیزه ماهی بزرگ طعمه را می‌بلعد و پیرمرد که قادر به بالا کشیدن این ماهی بزرگ نیست سعی می‌کند که طناب ماهیگیری را نگه دارد تا نیزه ماهی خسته شده و سرانجام بتواند آن را صید کند. دو روز و دو شب به همین منوال می‌گذرد و فشار طناب ماهیگیری پیرمرد را خسته و زخمی می‌کند. در روز سوم نیزه ماهی خسته شده و شروع به چرخیدن به دور قایق می‌کند، پیرمرد متوجه خسته شدن نیزه ماهی شده و  و با این که بسیار خسته و بی‌رمق است، با تلاش‌های فراوان نیزه ماهی را به کنار قایق کشانده و با فروکردن نیزه‌ای در بدنش آن را می‌کشد.

پیرمرد نیزه ماهی را به کنار قایق می‌بندد و پاروزنان به‌طرف ساحل حرکت می‌کند و در راه به این فکر می‌کند که در بازار چنین ماهی بزرگی را از او به چه مبلغی خواهند خرید؛ اما پیش خود بر این باور است که هیچ‌کس لیاقت خوردن این ماهی باوقار و بزرگ منش را ندارد. در راه بازگشت، کوسه‌ها که از بوی خون پی به وجود نیزه ماهی برده‌اند برای خوردنش هجوم می‌آورند و در چند نوبت مقدار زیادی از گوشت نیزه ماهی را می‌خورند؛ پیرمرد چندتا از کوسه‌ها را از پا درمی‌آورد، ولی در نهایت شب که فرامی‌رسد کوسه‌ها تمام ماهی را می‌خورند و فقط اسکلتی از او باقی می‌گذارند و پیرمرد به خاطر قربانی کردن ماهی خود را سرزنش می‌کند. در روز بعد پیرمرد پیش از طلوع آفتاب به ساحل می‌رسد و راهی کلبه‌اش شده و از شدت خستگی به خوابی عمیق فرومی‌رود.
در صبح آن روز، عده‌ای از ماهیگیران برای تماشا به دور قایق او و اسکلت نیزه‌ماهی جمع می‌شوند و از بزرگی آن تعجب می‌کنند. اما شاگرد پیرمرد، مانولین، فقط سلامت پیرمرد برایش مهم است و برای او در کلبه‌اش روزنامه و قهوه می‌برد. وقتی پیرمرد از خواب بیدار می‌شود به پسرک قول می‌دهد که بار دیگر همراه هم برای صید ماهی به دریا بروند. پیرمرد از فرط خستگی زیاد دوباره به خواب می‌رود و خواب شیرهای سواحل آفریقا را می‌بیند.

طرح کلی داستان:

رمان پیرمرد و دریا یکی از مشهورترین رمان‌های ارنست همینگوی است؛ داستان این رمان درباره یک پیرمرد ماهیگیر است و داستان بزرگترین صید او را روایت می‌کند. وقایع و اتفاق‌هایی که در این رمان رخ می‌دهد همگی ساده و باورپذیر هستند که این از نکات مثبت این رمان است. ارنست همینگوی در رمان پیرمرد و دریا، پیروزی و شکست را به صورت واقع‌گرایانه‌ای ترسیم می‌کند که این امر باعث جذابیت این رمان شده است.

ارنست همینگوی در این کتاب به حوزه زندگی پیرمردی چنگ می‌اندازد که روزی قلمرو بزرگ دریا در حیطه اقتدارش بود و عروسکان خوش خرام دریا بیوه‌هایی بوده‌اند درمانده در تار و پود تورش و اینک زندگی او به پایان خود می‌رسد، در آرزوی بزرگترین صیدش دل به دریای بزرگ می‌سپارد و بزرگترین صیدش را به چنگ می‌آورد ولی آن قدرتی که بتواند شاهکار آخرین خود را به ساحل بکشد ندارد و چیزی جز اسکلت به ساحل نمی‌آورد. همینگوی در پیرمرد و دریا شکوه قلمرو دریا را با افت و خیز زندگی دراز یک صیاد در هم می‌آمیزد و از این آمیزش زندگینامه‌ای سرشار از اندوه برای صیادی از پا افتاده فراهم می‌کند.

پیرمرد و دریا یک «رمان کوتاه» است، چراکه این رمان به فصل‌ها یا قسمت‌های جدا تقسیم نشده‌است و علاوه بر این فقط اندکی از یک داستان کوتاه بلندتر است.

زندگی‌نامه‌نویسانی که درمورد زندگی و آثار همینگوی مقاله و کتاب نوشته‌اند همگی همداستان‌اند شخصیت «پیرمرد» در داستان پیرمرد و دریا دست کم در برخی موارد برگرفته از شخصیت واقعی یک ماهی گیر  بوده‌است.

درون مایه داستان پیرمرد و دریا را می‌توان به روش‌های گوناگون تعبیر و تفسیر کرد. خود همینگوی در این مورد گفته‌است:

شما هیچ کتاب خوبی پیدا نمی‌کنید که نویسنده اش پیشاپیش و با تصمیم قبلی نماد یا نمادهایی در آن وارد کرده باشد… من کوشش کردم در داستانم یک پیرمرد واقعی، یک پسربچه واقعی، یک دریای واقعی، یک ماهی واقعی و یک کوسه‌ماهی واقعی خلق نمایم؛ و تمام این‌ها آن قدر خوب و حقیقی از کار درآمدند که حالا هریک می‌توانند به معنی چیزهای مختلفی باشند.

سبک داستان، سادگی اش و واقعی و باورپذیر بودن ماجراهایش این امکان را پدیدمی‌آورند که داستان را بتوان به صورت‌های گوناگون تعبیر و تفسیر کرد. چند نمونه از این تفاسیر بدین شرح‌اند:

سانتیاگو به‌عنوان نماد یک قهرمان شکست‌خورده: سانتیاگو شخصیت اصلی داستان پیرمرد و دریا می‌تواند نماد یک قهرمان شکست خورده باشد. او نمونه‌ای است از شجاعت، قدرت و استقامت نژاد انسان. او مثل تمام انسان‌ها با سرنوشت (ماهی) و زندگی که هم دوست‌داشتنی است و هم مورد نفرت (دریا) به مبارزه برمی‌خیزد. چیزی که در واقعیت امر باعث شکست سانتیاگو می‌شود غرور اوست. سانتیاگو نمادی است برای نوع انسان. همینگوی در چندین جا او را با عیسی مسیح مقایسه کرده‌است. سانتیاگو «دکل قایقش را روی شانه‌هایش گذاشت و به طرف بالای جاده به راه افتاد… او قبل از آنکه به کلبه‌اش برسد پنج بار بر زمین نشست». و این شباهت زیادی دارد به حالت‌های عیسی مسیح وقتی صلیب بر دوش به سمت مصلوب شدن گام برمی‌داشت. جلوتر در داستان می‌خوانیم که وقتی سانتیاگو خوابید «صورتش رو به پایین بود… بازوانش به دو طرف دراز شده و کف دستانش رو به بالا بودند». حالتی که کاملاً به قرار گرفتن مسیح بر روی صلیب شباهت دارد. پیرمرد در تمام طول داستان در آرزوی داشتن نمک، این ادویه و چاشنی اصلی غذای نوع انسان، است. او مانند پطرس حواری مسیح ماهی گیر است.

نیزه‌ماهی نماد مذهب است. ماهی از همان روزهای اول پیدایش مسیحیت، نماد این دین بوده‌است. دریا نشانه زندگی است، چراکه زندگی از آنجا آغاز شده‌است و بقای بشریت بسته به وجود آن است. سانتیاگو یک قهرمان است ولی یک قهرمان شکست خورده. او بر حریف که او آ نرا برادر خود می‌خواند چیره می‌گردد اما پیروز از میدان بیرون نمی‌آید، چراکه به هدف خود (فروش ماهی) نمی‌رسد. پیرمرد هرچند در پایان داستان زنده می‌ماند اما بخشی از شخصیت او قهرمانانه جان سپرده‌است.

سانتیاگو به‌عنوان نماد یک قهرمان شکست ناپذیر: پیرمرد در طول ۸۴ روزی که موفق به صید ماهی نمی‌شود شکم خود را با اندک غذایی که کافه‌چی محل از روی دلسوزی به او می‌دهد سیر می‌کند. او گرسنگی و تحقیر را تحمل می‌کند ولی هرگز امید خود را برای صید یک ماهی بزرگ از دست نمی‌دهد. او به انتظار روز موعود می‌نشیند. ذات صید کردن برای او مهم‌تر از سیر کردن شکم گرسنه خویش است؛ و آن ماهی بزرگ بالاخره روزی واقعاً از راه می‌رسد. پیرمرد برای اثبات مهارت و قدرت خویش در ماهی گیری گرسنگی خود را نادیده می‌گیرد؛ ولی وقتی ماهی را صید می‌کند، قسمتش نیست که بتواند آن را برای خود نگه دارد. شانسی که در پیدا کردن و صید آن ماهی غول‌پیکر داشته‌است در مقابل یک ضرر مادی (خورده شدن ماهی توسط کوسه‌ها) قرار می‌گیرد. ماهی می‌توانست پاداشی باشد برای آن همه تلاش، مبارزه و تحمل درد. اما وقتی سانتیاگو توجه خود را از شور و حال به دام انداختن ماهی منحرف کرده و به طمع و منافع مادی (فروش ماهی در بازار) متمرکز می‌کند، شانس و اقبال از وی روی برمی‌گردانند، چراکه دریا طمع‌کاری را پاداش نمی‌دهد. اما پیرمرد هرچه باشد بازی را نباخته‌است.

ارنست همینگوی در پیرمرد و دریا:

نوشتن این کتاب یکی از دلایل عمده اهدای جایزه ادبی نوبل سال ۱۹۵۴ به ارنست همینگوی بوده‌است.

همینگوی این رمان کوتاه را -که تنها اندکی از یک داستان کوتاه بلندتر است- بر پایۀ تجربیات خود در دوران زندگی در کوبا و تفریحات عمدۀ خود در آنجا، که قایقرانی و موج‌سواری بوده است، نوشته است. البته از این دست آثار تجربی در کارنامۀ همینگوی فراوان است و وی اغلب تمام شرایط قهرمانان داستان خود را تجربه کرده است.

 

دلایل اهمیت و ارزش این رمان:

نقدهایی که درباره این داستان نوشته شد همگی بدون استثنا و به‌طور اغراق‌آمیزی مثبت بودند. هرچند بعدها تعداد کمی نقد مخالف نیز نوشته شد که نویسندگان‌شان زیاد با پیرمرد و دریا میانه خوبی نداشتند و به آن خرده می‌گرفتند

داستان پيرمرد و دريا در مقايسه با اغلب داستان‌ها، از جهات بسيار، اثرى استثنايى است. دوره وقوع حوادث آن بسيار كوتاه است؛ بخش بزرگى از آن در طى سه روز و سه شبى رخ مى‌دهد كه پيرمرد در دريا به‌سر مى‌برد.
البته يك روز پيش از آغاز و يك نيم‌روز پس از پايان داستان نيز وجود دارد. حال مى‌توانيد تصور كنيد كه كار نويسنده چقدر دشوارتر مى‌شود. سه روز از زندگى يك نفر بى‌آن‌كه نفرى ديگر در اطرافش باشد. در حالت عادى، چنين داستانى بسيار خسته‌كننده مى‌شود. ولى اغلب خوانندگان داستان معتقدند كه پيرمرد و دريا خسته‌كننده نيست. همينگوى چگونه توانست زمانى چنين كوتاه را در زندگى فقط يك نفر به زمانى چنين جالب تبديل كند؟ در روز قبل از داستان، هشتاد و چهار روز از آخرين صيد سانتياگو يا «پيرمرد» مى‌گذرد. او يك بيوه‌مرد است و كوچك‌ترين اثرى از وجود فرزند در زندگى‌اش ديده نمى‌شود. فقط «پسرك» يا مانولين را در كنار خود دارد كه همراه و دوست حقيقى او است. مانولين شاگرد سانتياگو بوده است، ولى پدر و مادرش او را مجبور كرده‌اند در قايق ماهى‌گيرى ديگرى كار كند، چون سانتياگو «بد مى‌آورد». ولى پسرك همچنان به پيرمرد وفادار است و او را در تدارك ديدن براى صيد يك «ماهى بزرگ» يارى مى‌كند.

پیرمرد و دریا از ارنست همینگوی در نگاه اول، به شکل فریب آمیزی یک داستان ساده به نظر می آید. داستان معمولی یک ماهیگیر کوبایی که وارد دشوار ترین چالش زندگی خود می شود. این رمان کوتاه اگرچه حجم نسبتا کمی دارد، اما سرشار از درام است و به شکلی تمثیلی، استقامت انسان در سخت ترین دوران زندگی را به نمایش می گذارد. همینگوی با خلق سانتیاگو شخصیت اصلی داستان، یکی از متمایزترین شخصیت های ادبیات آمریکا را به تصویر می کشد.

این داستان تصویری کامل از زندگی را ارائه می دهد. پیرمرد برای شکار ماهی و بردن آن به خانه هر کاری انجام می دهد. او هیچ اشتباهی نمی کند و تمام کارها را به درستی انجام می دهد، ولی باز هم کافی نیست. سانتیاگو به منظور حفظ غنیمت باارزشی که با سخت کوشی به دست آورده است، به تلاش خود ادامه می دهد و حتی با کوسه ها هم مبارزه می کند. در زندگی همه ما پیش آمده است که برای دست یافتن به یک هدف؛ همه کار انجام می دهیم، تمام کارها را به درستی به سرانجام می رسانیم، اما به یک باره تمام رویاها و امیدهایمان بر باد می رود. با این وجود اما همینگوی می خواهد درباره مساله دیگری صحبت کند، او می خواهد بر اهمیت همین تلاش ها تاکید کند. زندگی هرقدر هم سخت و ناعادلانه باشد، اما باز هم امکان دستیابی به امیدها و رویاها وجود دارد. پیرمرد و دریا می تواند یک رمان الهام بخش برای هرکسی باشد. وقتی یک پیرمرد ساده همچون سانتیاگو می تواند به چنین موفقیت بزرگی دست پیدا کند، چه چیزی می تواند مانع دستیابی بقیه افراد به رویاهایشان شود؟

نظرات