میلاد – نازنین نیکوسرشت (داستان پایان دوره ی مقدماتی)

میلاد هوووووووووووووو شرررررررررررر باد و باران می خواهند شیشه ها را از جا بکنند. صدای شوهرم با صدای هوهوی جاروبرقی آمیخته می شود. جاروبرقی را خاموش می کنم و می گویم: چی میگی؟ خانوم این بار چندمه که جاروبرقی می کشی؟ مگه عروسیه؟ با اشارۀ چشم و ابرو به او می فهمانم که جلوی آوا […]

قصه فاقد وحدت طرح است – توماس هالکرافت

قصه فاقد وحدت طرح است توماس هالکرافت  برگردان: علی‌محمد حق‌شناس در قرون تاریک وسطی، که خشک‌مغزی و غیرت مذهبی هر نشانه‌ای از ادبیات باستان را کمابیش از صفحة روزگار فروشسته بود، تنها نوشته‌های سرگرم‌کننده‌ای که در دسترس مردم قرار داشت افسانه‌های قدیسان بود؛ و در این افسانه‌ها عنصر شگفتی به تنهایی عنصر غالب به‌شمار می‌آمد. […]

راهیابی 15 هنرجوی دوره ی مقدماتی به جمع هنرجویان دوره ی پیشرفته ی مدرسه داستان حیرت فارس

به نام خدا با جمع بندی دروس ترم گذشته و جاری، دوستان زیر موفق به اتمام دوره ی مقدماتی و راه یابی به دوره ی پیشرفته ی کارگاه های مدرسه شدند: اعظم کمالیان نازنین نیکوسرشت فاطمه کوثرپور علی رضا کوهگرد نرگس اکبری شبنم رفیعی نجمه بهاری ندا مرادی زهره مرائی محمد طحانی سعدی لیلا رافت […]

پرنده خاکستری – روح الله اسدی(داستان پایان دوره ی جامع مقدماتی و پیشرفته)

پرنده­ ی خاکستری – فعلا گفتن دست نگه دارین. دستور از بالا اومده. شرمنده. چند لحظه مثل بز نگاهش می­ کنم و بعد به سمت در خروجی می­ روم. شقیقه­ هایم گرم می­ شوند و چشم­ هایم سیاهی می­ روند. لحظه­ ای به ذهنم خطور می ­کند که برگردم. با آن سبیل ­های غیرقابل توصیف […]

چند توصیه ی مهم ویژه ی هنرجویان مدرسه ی داستان نویسی حیرت

((به نام خدا)) چند توصیه ی مهم ویژه ی هنرجویان مدرسه ی داستان نویسی حیرت دوستان عزیز هنرجو ی مدرسه اگرچه این توصیه ها را به کرات از من شنیده اند اما سوالات مجدد ایشان من را بر آن داشت تا این توصیه ها ی مهم را برای سرعت دادن به روند آموزشی شان و […]

آیدا – نجمه بهاری (داستان پایان دوره ی مقدماتی)

آیدا گوش می دهد به صدای کشیدن آستین  مانتواش روی زبری دیوار سفید سالن انگشت اشاره اش را  می کشد دور تا دور عکس دست چپت رو گرفته می کشه روی شکمش موهای قهوه ای شو دندون می گیره می گی اسم دخترمون من می خندم و دوست دارم اون لخته لخته ها رو آرام […]