چشمان سنجار – مریم فرجی (داستان پایان دوره ی جامع مقدماتی و پیشرفته)

چشمان سنجار مریم فرجی دیو می دود. دیوان می دوند. آب از لب ولوچه شان سرازیر شده.درهای آهنی با صدایی مهیب،کوبیده می شوند.ظلمت است ودیگر هیچ.غزالان قلبشان صد پاره می شود.آتش لهیب می کشد.غزالان بی صدا،بی اشک، می گریند.دستان سیاه وسرخِ دراز،دراز ودرازتر می شوند.غزالان، چهره کبود وخونین، به ناچار تسلیم می شوندو…. و باز […]

ماجرایِ یک روزِ غیرِ منتظره، از زندگیِ معمولیِ «مَشگِلبی» – فاطمه دهقان (داستان پایان دوره ی جامع مقدماتی و پیشرفته)

ماجرایِ یک روزِ غیرِ منتظره، از زندگیِ معمولیِ «مَشگِلبی» فاطمه دهقان      امروز که می شود «مَشگِلبی» کش و قوسی به تنش نمی دهد، هوایِ تویِ ریه را با صدا از بینِ لبهایِ به هم فشرده اش، بیرون نمی دهد و به آرامی چشم هایش را باز نمی کند. اما از همان لحظاتِ اول […]

دیروز ، امروز ، فردا ؟ – ندا زمانی (داستان پایان دوره مقدماتی)

دیروز ، امروز ، فردا ؟ بیدارم ولی پلک هایم به هم دوخته شده . چرا بازشان کنم ؟  هنوز هم اینجا هستم . روی تخت هر روزی ، کنار بالش هایش و موهای ریز بدنش که گرد شده و روی تشک ریخته و گودی احمقانه خوش خواب که یادم می آورد چند ساعت پیش […]