logo

ضرورت مطالعه ی تاریخ هنر برای داستان نویسان

هنر برای هنرمندان و هنرآموزان در طول تاریخ همیشه وجهی تئوریک و نظری داشته و وجهی عملی. در هر دوره ای گاه هنرمندی وجوه نظری اش را جز در اثرش هم تبیین کرده و هنرمندی دیگر در بیان نظراتش در باب هنر تنها به ارائه ی اثرش اکتفا کرده و کشف نظراتش را به مخاطبینش سپرده. اما وجود این دو وجه در تمام دوران ها بدیهی است.

منظور از نظرات هنرمندان در باب هنر، آن دسته از تئوری هایی است که در اول، خود هنرمندان بیان کرده اند (و نه فلاسفه و اندیشمندان علوم انسانی). در ثانی، تئوری هایی که بر آمده از جهان بینی و ایده های هنرمند نسبت به جهان وجود است، که به چگونگی دید از جهان و هنر به عنوان بخشی از جهان وجود رسیده و در نهایت به چگونگی ایجاد فرم هنری مد نظر آن هنرمند انجامیده است. دید فردی او که به فرم اثرش انجامیده.

به نظر من رسیدن به این دید فردی که راهنمای اصلی هر هنرمند در فهم و درک چگونگی خلق اثر هنری اش بوده، بزرگترین چالش پیش روی هنرجو و هنرمند عصر حاضر است.

حال باید چگونه با این چالش مواجه شویم؟

تکنیک ها و ابزار ها و امکانات و محدودیت های کلی هر قالب هنری را می توان از طریق آموزش(خواه مستقیم از خود هنرمندان دیگر به عنوان استاد و خواه غیر مستقیم از طریق آثارشان) درک و دریافت کرد و با تکرار و تمرین یاد گرفت. مثلن در داستان نویسی هم می توان از کارگاه های آموزشی بهره برد و هم از کتب آموزشی که به وفور یافت می شوند و هم از طریق رجوع به خود داستان ها و تجزیه و تحلیل آن ها. البته من توصیه می کنم از کارگاه ها و کتب آموزشی خود را محروم نکنید که لااقل در تجزیه و تحلیل آثاری که بعدن خواهید خواند، کمک بزرگی هستند.

مطالعات نظری مورد نیاز هر هنرجو، به طور کل یا در زمینه ی نفس هنر و آثار هنری است، یا علوم اعم از نظری و انسانی و حتی تجربی، فلسفه در معنای عام و کلی و گسترده اش و همچنین دین و مذهب در همان معنای گسترده و کلی.

فرصت بحث در تمام این 4 مورد نیست اما بدیهی است که مورد اول(نفس هنر و آثار هنری) مهم ترین برای یک هنرمند است. درواقع همین بخش منجر به ایجاد سواد هنری، به طور خاص خواهد شد.چرا که ما قبل از هر مطالعه ی دیگری نیاز داریم بدانیم که داریم چه کاری می کنیم و اصلن به طور کل هنر چیست و یعنی چه. هیچ کس بهتر از خود هنرمندان در طول تاریخ به این پرسش، با تنوعات بی شمار پاسخ نداده است. اگرچه هر کس دیگری هم از راه رسیده به هر حال پاسخی داده. اما برای ما معتبر ترین پاسخ ها، پاسخ خود هنرمندان است. و هنرمندان همان طور که اول بحث گفتم، در موارد کم شماری، وجوه نظری شان را جز در آثارشان هم تبیین کرده اند. و اغلب تنها به ارائه ی آثار اکتفا کرده اند که به واقع، از لحاظ فرم، چکیده و نتیجه ی مجموع نظراتشان بوده است.

این جاست که اولویت اول و مهم ترین بخش مطالعه، تاریخ هنر است. تاریخ هنر یعنی تاریخ تلاش هنرمندان تمام دوران ها جهت حل مسائل فرمال هنری شان به عنوان یک هنرمند و حتی یک انسان. شامل مطالعه ی تحلیلی آثار هنری آن ها و نظرات مکتوبشان.

منابع مطالعاتی تاریخ هنر بسیار زیاد و گسترده اند و کاملن در دسترس. اما از آن جا که بسیاری از معتبر ترین این منابع، بر کلیت هنر با تاکید بر هنرهای تجسمی(نقاشی و مجسمه سازی و حتی معماری) استوارند، مطالعه شان برای یک نویسنده ی داستان، سخت و گاهی خسته کننده خواهد شد و در اغلب مواقع نیاز به راهنمایی در این مسیر حس می شود.

این بود که من بعد از کارگاه آموزش داستان نویسی، این کارگاه را توصیه می کنم. و از آن جا که من همچین کارگاهی بویژه برای داستان نویسان ندیده بودم، به این نتیجه رسیدم که خودم این مهم را به انجام برسانم و خوشبختانه طرحش با موافقت و استقبال  هنرجویان قرار گرفت.

چند سال برگزاری منظم کارگاه های داستان و ارتباط مستمری که با هنرجویان و نویسندگان جوان و تازه کار و حتی حرفه ای ها داشتم، من را به نتیجه ی جالب توجهی رساند. ضعف اصلی هنرجویان، تا حدود زیادی ناشی از ضعف دیدگاه های بنیادی آن ها در ارتباط با هنر و ارتباط داستان نویسی و فعالیت هنری است. اگر بخواهم شفاف تر بگویم، مشکل اصلی در درک اهداف و چیستی هنر است و نویسندگان جوان اغلب بدون حل این مسئله به سراغ مسئله ی ثانویه ی چگونگی داستان می روند.

عناصر داستان و تکنیک ها تنها زمانی به درد نویسنده می خورند که بداند بنیاد های هنری داستان چه هاست و اصلن به عنوان داستان نویس دارد چه کار می کند. 2البته همه پاسخ هایی دم دستی و سطحی در چنته دارند اما خواه ناخواه دارند ناخود آگاه نسبت به مسئله برخورد می کنند و همین ناخودآگاهی باعث دیدگاه های دگم و جزمی هم خواهد شد. 

هنرمند تا نداند هنر چیست، نخواهد دانست که داستان به عنوان یک هنر چیست و تا نداند داستان چیست، هرگز به عمق مسئله ی چگونگی داستان پی نخواهد برد. و در پی آن نمی تواند درک درستی نسبت به فرم و ساختار داستانی داشته باشد و این خود بزرگترین مانع بر سر جریان خلاقانه ی تالیف و خلق هنری است.

داستانی که من می نویسم، چرا این گونه است؟ چرا این گونه می نویسم و نه به گونه ای دیگر؟ به چه گونه هایی تا به حال نوشته شده؟ اثر من تا چه حد خلاقانه و تا چه حد تقلیدی ناخودآگاه است؟

بحث را دراز نکنم. بدیهی است برای درک موقعیت حال حاضر هر امر و پدیده ای، پیش از هر چیز نیازمند مطالعه و بررسی تاریخ آن هستیم. حتی پیش از مطالعه ی فلسفه ی آن امر یا پدیده. تا ندانیم مسیری که اکنون ما در آنیم، از کجا و چطور شروع شده، نخواهیم توانست رو به جلو حرکت کنیم و درکی از موقعیتی که در آن قرار گرفته ایم نخواهیم داشت.

برای شناخت هنر هیچ چاره ای جز شناخت تاریخ هنر نداریم. 

هیچ ضرورتی را بالاتر از مطالعه ی تاریخ هنر برای یک هنرمند ندیدم و چون می دانم که منابع اصلی مطالعاتی تاریخ هنر، هنرهای تجسمی بویژه مجسمه سازی و نقاشی و معماری است و هنرجویان داستان نویسی بعید به نظر می رسد که خود به تنهایی بتوانند مسیر مطالعه اش را طی کنند، تصمیم گرفتم از طریق کارگاه تاریخ هنر، این مسیر را هموار و دسترسی دوستان به مطالب لازم را تسریع کنم.

در مجموع شرکت در این دوره ی آموزشی را برای تمام دوستان هنرمند و هنردوست لازم و ضروری می دانم و با تاکید، توصیه می کنم.


ثبت نظرشما