logo

*فرشته توانگر، درتکاپو برای رسیدن‌به سبک شخصی خود از «همین‌جا روی زمین» تا «کانادا جای تو نیست»؛ مهدی جعفری

این مصاحبه در شماره اول فصلنامه تخصصی شعر و ادبیات داستانی "داستان شیراز" منتشر شده است.

این مجله را از طریق لینک زیر می توانید تهیه و مطالعه کنید:

شناسه‌ی دریافت نسخه  android و ios از طریق کتابخوان طاقچه:
 
 https://goo.gl/uFiL8N

شناسه‌ی دریافت نسخه  androidو  ios و windows از طریق کتابخوان فیدیبو:
 
https://goo.gl/vBCoMd

*فرشته توانگر، درتکاپو برای رسیدن‌به سبک شخصی خود از «همین‌جا روی زمین» تا «کانادا جای تو نیست»؛

مهدی جعفری

 

فرشته توانگر متولد ۱۳۴۵ در آبادان، یکی از نویسندگان مطرح دو دهه‌ی اخیر ایران است. وی در ۱۳۵۹ هم‌زمان با شروع جنگ تحمیلی، به شیراز مهاجرت کرد و هم‌اکنون نیز در این شهر زندگی می‌کند.

گفتنی‌ است توانگر از ۱۳۶۵ با شرکت در کلاس‌های داستان‌نویسی شهریار مندنی‌پور فعالیت خود را در این زمینه آغاز کرد. سپس در ۱۳۷۷ نشر مرکز، نخستین مجموعه‌داستان وی را با نام«همین‌جا روی زمین» ‌چاپ کرد. به‌عقیده‌ی برخی، این اثر نشانگر تفاوت سبک نویسنده با دیگر نویسندگان ‌هم‌دوره‌ی خود بود. او نیز ترجمه‌ی مجموعه‌‌داستان «تاج نقره‌ای» را در کارنامه‌ی ادبی خود ثبت کرد. این مجموعه را که ترجمه‌ی هفت داستان از مالامود، منسفیلد، بالدوین، موری بل، لیلیانا هکر و اسکات فیتز جرالد است، نشر مرکز در ۱۳۷۸ منتشر کرد. ازاین‌پس توانگر در نشریه‌هایی همچون روزنامه‌ی زن، روزنامه‌ی جامعه و مجله‌ی ادبیات و فلسفه فعالیت مستمر داشت. همچنین نشر نیم‌نگاه در ۱۳۸۰ مجموعه‌داستان وی با نام «خانه‌ها و خیابان‌ها» را چاپ کرد. سپس جایزه‌ی داستان زنان فارس برای داستان کوتاه «صاحب مرده‌ها» و جایزه‌ی داستان اصفهان را به خود اختصاص داد. داستان بلند «گرنیکا» را نیز که منتقدان در جایزه‌ی ادبی «مهرگان ادب» از آن تقدیر کردند، نشر ققنوس در ‌۱۳۸۳ چاپ کرد. می‌توان گفت توانگر در این اثر که توجه منتقدان و نویسندگان بسیاری را به خود جلب کرده‌ بود، سبک شخصی‌اش را یافته است. نشر مرکز همچنین در ۱۳۸۵ دو کتاب کودک را که او ترجمه‌‌ کرده بود، چاپ کرد. از دیگر فعالیت‌های ادبی توانگر، چاپ مجموعه‌داستان «کانادا جای تو نیست» در ۱۳۹۱ (نشر چشمه) بود که برگزیده‌ی اول جایزه‌ی ادبی «هفت اقلیم» شد و در ۱۳۹۳ نیز به چاپ دوم رسید. همچنین امیر مرعشی دو داستان از او را به‌عنوان منتخبی از داستان‌نویسان زن ایرانی در مجموعه‌ای به نام «Alive and kicking» ترجمه کرد و انتشارات آفتاب سوئد آن را در ۱۳۹۵ به چاپ رسانید. افزون‌‌بر این‌ها، وی نزدیک به ده سال در شیراز مبانی داستان‌نویسی را نیز تدریس می‌کرد.

بااین‌پیشینه، "داستان شیراز" شما را به خواندن گفت‌و‌گوی اختصاصی خود با این نویسنده پرتلاش دعوت می‌کند.

 

باوجوداینکه رویدادها و انگیزه‌ها در بیشتر داستان‌های شما تا حدودی نامشخص و معلق هستند، اما نثر آن‌ها صریح و ساده و شفاف است. بااین‌حال از پیچیدگی‌های روایی یا استفاده از پیرنگ‌های پیچیده و روانشناسی اعماق پرهیز می‌کنید. درواقع می‌توان گفت که نگاهتان به داستان کاملاً در تضاد با جریان چیره بر نویسندگان نسل پیشین (نسل سوم) است؛ بنابراین به‌نظر می‌رسد از‌یک‌سو سبک نگارش شما تاحدّی تحت تاثیر برخی نویسندگان انگلیسی‌زبان در اوایل قرن بیستم مانند منسفیلد است و ازسویی‌دیگر نیز تأثیرپذیرفته از جریان رمان نو است. آیا این برداشت را درست می‌دانید؟ نظرتان دراین‌باره چیست؟

راستش نه! چندان با این موضوع موافق نیستم. گمان هم نمی‌کنم که از نسل سوم باشم. البته اگر بگویید که نسل سوم را در چه رده‌ی سنی یا دوره‌ای قرار داده‌اید؟ دیگر اینکه من هیچ‌وقت رمان نو را که ظهور آن بیشتر از فرانسه شروع شد، دوست نداشته‌ام و به‌گمان من این سبک، نتیجه‌ی بحرانی در داستان‌نویسی بوده که حالا از مد افتاده است. بااین‌حال ادبیات اوایل قرن بیستم را نمی‌توان با ادبیات قرن نوزدهم و نویسندگانی همچون کاترین منسفیلد و چخوف لحاظ کرد. هرچند در ابتدای جوانی تحت تأثیرشان بوده‌ام اما اکنون از آن تأثیر بیرون آمده‌ام و فکر می‌کنم که باید خود حقیقی‌ام باشم. درباره پیرنگ نیز باید بگویم که چندان به چیدن طرح و توطئه اعتقادی ندارم. شاید به علاقه‌مندان داستان‌نویسی که اول راه هستند این بن‌مایه‌ی مهم داستانی را آموزش بدهم اما خودم اعتقاد چندانی به آن ندارم. به‌هرتقدیر، هرکسی درنهایت خود باید مسیرش را انتخاب کند. اما من به‌طورکلی همیشه شیفته‌ی یک حس، یک نگرش، یک نوع شاعرانگی، یک نوع تفکر و نگاه متفاوت در داستان‌نویسی بوده‌ام و آن‌گونه که باید به روح قصه -که طرح آن باشد-، اهمیت نمی‌دهم. هرکسی می‌تواند قصه‌ای سرهم کند. البته اعتراف می‌کنم گاهی همین امر نیز هنر می‌خواهد که کار من نیست. اگرچه به‌طورکامل آن را رد نمی‌کنم؛ اما قصه‌ا‌ی کم‌رنگ با شخصیت‌پردازی پررنگ و فضاسازی قوی و ایده‌های متفاوت درحقیقت جذاب است.

 

گمان می‌کنم در بخشی از توضیحاتم مطلب را پیچیده کرده‌ام. مراد من مقایسه با نویسندگان نسل پیش از خودتان یعنی نسل سومی‌ها بود؛ اما حالا که صحبت به اینجا رسید، نویسندگان نسل سوم را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ توفیق‌ها و ناکامی‌های این نسل در چیست؟...

 

متن کامل این مصاحبه در شماره اول فصلنامه تخصصی شعر و ادبیات داستانی "داستان شیراز" منتشر شده است.

این مجله را از طریق لینک زیر می توانید تهیه و مطالعه کنید:

شناسه‌ی دریافت نسخه  android و ios از طریق کتابخوان طاقچه:
 
 https://goo.gl/uFiL8N

شناسه‌ی دریافت نسخه  androidو  ios و windows از طریق کتابخوان فیدیبو:
 
https://goo.gl/vBCoMd


ثبت نظرشما